فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

209

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

و دفع آنها عاجز بودند . با اينكه همين مأموران آنان را مجبور مىكردند كه سراسر روز را زير حرارت آفتاب در دشت بمانند ، سفير كه از صداقت اين مردم لذت مىبرد و ضعف آنها را مشاهده مىكرد غالبا اجازهء ورود بدانها مىداد و صدقاتى نيازشان مىكرد . همين امر موجب باز كشانيدن آنها نزد وى بود . روز اول ماه مه بعد از آن‌كه سفير دو خانهء مناسب را كه فقط ديوارى آنها را از يكديگر جدا كرده بود براى سكونت انتخاب كرد ، در معيت دو حاكم و چند تن از صاحب منصبان شاه و تعداد زيادى سوار ، از جمله گروهى از كشيشان فرقهء سنت اگوستين و پابرهنگان و تجار انگليسى و ايتاليائى و هلندى وارد شهر شد . بعد از گذشتن از پلى ، كه بسبب احداث پلى جديد بر زاينده‌رود ، آن را پل قديم مىنامند ، و گذشتن از كوچه‌اى عريض كه در دو طرف آن درختهاى چنار بود ، ورود به شهر را آغاز كرديم و از كوچه‌هائى تنگ كه در اطراف آنها خانه‌هائى نيمه‌خراب و بدساخت‌تر از خانه‌هاى شيراز وجود داشت گذشتيم تا آنكه به بازارى رسيديم مركب از دكانهائى انباشته از اقسام غلات و بخصوص انواع ميوهء خشك اعم از پخته و خام ، انواع غذاهاى سرخ كرده و پخته و بريان ، و چند قسم نان بسيار مرغوب . در وسط اين بازار كه همچون كوچهء مسقفى است كه در طاق آن دريچه‌ها و پنجره‌هائى براى تابيدن نور تعبيه شده است كاروانسراى بزرگ و تازه‌سازى هست كه چند سالى است به خرج و فرمان پادشاه فعلى - شاه عباس - ساخته شده است . اين بازار به ميدانى مىپيوندد كه ايرانيان در آن به تمرين يا ورزش سواركارى مىپردازند . ميدان نيز كه بعدا به وصف آن خواهيم پرداخت از مستحدثات همين شاه است . در دست چپ انتهاى ميدان مسجدى بسيار زيبا و مجلل در دست ساختمان است كه بناى آن عنقريب به اتمام خواهد رسد . اين مسجد نيز به نفقهء همين شاه و به پاس علاقهء خاص وى به امام « 155 » [ على ( ع ) ] ساخته مىشود . چون با طى كردن طول

--> ( 155 ) در متن بجاى امام پيامبر نوشته شده است . - م .